وقتی حقوق دانی من زده بالا کاری نمیتونم بکنم جز نظریه پردازی های مسخره ! 

رایی را دیدیم در دیوان عالی کشور. در سال 1372 یا شایدم اندکی این ورتر یا آن ور تر...

خلاصه این بود که : 

آپارتمانی 4 طبقه ، طبقه سوم و چهارم ان بدجور منهدم شده بود. 

صاحب ملک ِ طبقه چهارم به خاطر فراوانی پول میخواست بسازد و صاحب ِ طبقه سوم کاسه گدایی 

در دست داشت که آقا ندارم ! 

شکایت بازی  و ... !

علمای دیوان عالی کشور  چنین نظر پراکنی کرده بودند : 

صاحب طبقه سوم باید بنای خودش را طوری مستحکم کند که طبقه چهارمی بتواند روی آن بسازد . !! 

من    :|

البته نظریه اقلیتی هم بود که میگفت صاحب طبقه چهارمی می تواند در طبقه سوم خانه بسازد . 

طبقه چهارم بشود برای صاحب ِ طبقه سوم . 

و اما نظریه پردازی جناب گوژپشت

در آن شرایط بد اقتصادی آن سال های دور !! خب پول آن بدبخت ذلیل مرده کجا بوده ! 

صاحب ِ طبقه چهارم یحتمل آب راهی با بانک ها داشته توانسته وام بگیرد!! 

لذا بنده نظر خود را اعلام میدارم : 

صاحب طبقه چهارمی بنای خودشو در طبقه سوم بنا کند ، تفاوت قیمت آن را به صاحب ِ طبقه سوم بدهد 

آن صاحب طبقه سوم هم پول را بگیرد ! بزند به درد و بدبختی هایش. 

و البته طبقه چهارم هم برای او محفوظ می ماند . هر موقع توانست تونلی بزند برای گرفتن وام مسکن!! 

برود آن طبقه را بسازد !!

والسلام . 

 امضا ء : کشیش گوژشپت .